_ نوح عمری بس دراز داشت ، از آن رو که نشانه ای بر ديرزيستی تو باشد.<?xml:namespace prefix = o ns = "urn:schemas-microsoft-com:office:office" />

 

_ صالح از ميان قوم خود غايب شد ، تا آيندگان غيبت تو را باور کنند.

 

_ يوسف گرفتار زندان شد ، تا شريک غم تو باشد که در زندان غيبت گرفتار آمدی.

 

_ موسی پنهان از ديدگان دشمن به دنيا آمد ، تا آيتی بر تولد پنهان تو باشد.

 

_ درباره مسيح اختلاف بسيار شد ، تا معلوم شود که اختلاف درباره تو ، دليل بر بودن توست.

 

_ خضر از آنرو تاکنون زنده است ، تا مونس تنهايی تو باشد.

 

_ پيامبر در پيکار با کافران شمشير از نيام برکشيد تا اسوه قيام خونين تو باشد.

 

و اينک ای صاحب عصر ، ای وارث پيامبر ، ای کوبنده کافران و دشمن ستمگران ، ای خونخواه حسين و تسلی بخش دل زهرا ؛ با عصای موسی در دست و دم مسيحا بر لب و ذوالفقار علی بر کف و ردای رسول بر دوش ، بشتاب که جانها به لب رسيد.

 

برگرفته از کتاب حکايت غيبت نوشته دکتر نادر فضلی

/ 0 نظر / 6 بازدید